پیش گفتار

این روزها شاهد رشد چشمگیر محصولات دست ساخت هنری هستیم. دست ساخت هایی که گاه واقعا می توان نام اثر هنری را بر آنها نامید و گاه تنها خلاقیت در چینش اجزای پیش ساخته می باشد. در هر صورت در این بین شاهد استفاده از برخی از نمادها و سمبل ها هستیم که در اکثر مواقع صرفا به دلیل احساسات شخصی و تقلید صرف از مد و الگوهای ارائه شده می باشد. این مقاله دو هدف مهم را دنبال می کند؛ اول اینکه که هر انتخابی که انجام می دهیم آگاهانه و با دید باز نسبت به سوژه باشد. دوم؛ با مطالعه بیشتر در باب سمبل ها و نمادها و کسب آگاهی بیشتر درباره ریشه ها، بتوانیم دست به خلاقیت هایی فراتر بزنیم. در اولین مقاله نماد شناسی به نماد بسیار محبوب و پر کاربرد “جغد” خواهیم پرداخت.

کلیتی بر جایگاه جغد در طول تاریخ

در طول تاریخ و درمیان بسیاری از فرهنگ ها، جغد جایگاه های متضادی چون مخوف و دوست داشتنی بودن را داشته است. که این صفات متناقض درباره کمتر موجود دیگری عنوان شده است.

جغد به دلیل حضورش در شب و صدای جیغ وارش سمبل رازآمیزی و ارتباط با جهان دیگر است. عادات مرموز جغد ها، پرواز بی‌صدا و آمد و شد روح‌ وار است که آنها را به موضوعی برای خرافات و حتی ترس در بسیاری از نقاط جهان تبدیل کرده است. از سوی دیگر باور به آن‌جهانی بودن جغد، این باور را تقویت کرده است که جغد می‌تواند پیش‌گویی کند، به عبارت دیگر به دلیل ارتباط وهم‌آورش با آن جهان، دیدار او می‌تواند خوش‌یمن و یا بدشگون باشد. به این ترتیب جغدها مظهر هوشی خاموش، دانشی ویرانگر و یا برعکس، مظهر خوش ‌یمنی و برکت بوده‌اند.

جغدها همیشه احساسات متناقض بشر را برانگیخته و به خود جلب کرده اند؛ عشق و ترس، نفرت و تحسین، بعضی جغد را باهوش و بعضی کودن می پنداشتند، جغدها در فرهنگ های مختلف هم با جادوگران در ارتباط بودند و هم با اطبا، هم نماد تولد و برکت بوده اند و هم مرگ و شومی. بسیاری در جهان به قدرت درمانگری بزرگ جغد و دارویی که از بدن و به‌ویژه چشم‌های او تهیه می‌شود، ایمان داشته‌اند.

شروع تفکر و تعقل درباره جغد از فرهنگ های عامیانه بدوی می آید، زمان بسیار دوری که نمی توان برای آن تاریخ دقیقی ذکر کرد، اما سینه به سینه نقل شده و به نسل امروز رسیده است.

در فرهنگ سرخپوستان بدوی، جغد نمایانگر خرد، شهود و همیاری بوده و از قدرت پیشگویی برخوردار بوده است. این باور در اسطوره ها و افسانه های یونان نیز بازتاب می یابد.

سپس در اروپای قرون وسطایی، جغد همراه و دستیار جادوگران می شود که در مناطق تاریک، نفرین شده و خالی از سکنه زندگی می کرده است. تصویری که از جغد در این دوران به نمایش در می آید یک موجود مخوف اما احمق است. ظاهر شدن جغد در تاریکی شب، زمانیکه چشم چشم را نمی بیند و آدم ها احساس بی پناهی می کنند، حجمه ای از افکار ناشناخته و مبهم را به ذهن آدمی می آورده است. شنیدن صدای وهم آلود جغد نوعی پیشگویی و خبر از اتفاقاتی شوم را با خود داشته است؛ مرگی ناگهانی یا خبری دردآور.

در طول قرن هجدهم که جنبه های زیست شناسی جغد تحت تحقیقات و اکتشافات دقیق قرار گرفت، رمز و راز و باورهایی که پیرامون این پرنده رواج داشت نیز کاهش می یابد. با از بین رفتن خرافه پرستی در قرن نوزدهم، حداقل در غرب، جغد به جایگاه پیشین خود، یعنی نمادی از هوش و ذکاوت باز می گردد.

جغد در فرهنگ ایران باستان

مهمترین متن پهلوی که در مورد این پرنده در آن اطلاعاتی آمده است، ” بندهشن ” است که بر اساس ترجمه‌ها و تفسیرهای اوستا بوده و در اواخر دوره ساسانی تالیف شده است.

در بخش نهم از این کتاب آنجا که در باره شیوه آفرینش مرغان سخن گفته شده است، نام جغد جزء جانوران مزدا آفریده و کنار خروس و کرشفت، مرغان مقدس آمده ‌است.

سپس باز در کتاب بندهشن هنگامی که از آفرینش گرگ به دست اهریمن سخن می‌رود می‌بینیم که نام بوف، در میان «گونه‌های گرگ» قید شده است. این بخش از بندهش نشان می دهد که به باور ایرانیان باستان دست‌کم نوعی از جغد، احتمالاً همان جغد بزرگ، منفور است، چرا که در میان انواع گرگ از آن نام برده شده است، و به‌دست اهریمن برای آزار آفریدگان اهورایی به‌وجود آمده است.

این دوگانگی می‌تواند دلایلی چند داشته باشد؛

  • این دوگانگی باورها در مورد جغد در سرتاسر جهان دیده می‌شود.
  • در بیشتر فرهنگ‌ها برخی نژادهای جغد منحوس و منفور و بدیمن است، و گونه های دیگر از آن خوش ‌یمن محسوب می‌شود.
  • دیگر این‌ که در برخی مناطق جغد در ابتدا مقدس بوده است، سپس با ورود دیگر فرهنگ‌ها این دوگانگی ایجاد شده است. به‌ویژه در ایران که فرهنگ باستانی آن، در برخی بخش‌ها، تفاوت‌های اساسی با فرهنگ پس از اسلام و به ویژه فرهنگ عامیانه تازی داشته است.
  • دیگر این ‌که همچنان که پیش از این گفتیم، برخی از گونه‌های جغد پرندگان کوچک را شکار می‌کرده‌اند و این موضوع از دید ایرانیان که آن‌ پرندگان را از آفریده‌های مزدا می‌دانسته‌اند، ناپسند بوده است.

اشوزوشت؛ مرغ بهمن

جایی دیگر از کتاب بندهشن که درباره جغد سخن رفته است، هنگامی است که در مورد مرغ اشوزشت شرحی آمده است. اشوزشت که ریشه در واژه‌ای اوستایی دارد، نام دینی جغد بوده است. در اوستا بخشی از این واژه به معنای دوست داشتن است. به‌این ترتیب معنای واژه اشوزشت، دوستدار پاکی و پرهیزگاری است. مطابق این بخش از بندهشن، جغد مرغی مقدس است.

بنا بر کتاب بندهشن، صدای جغد مقدس است، چرا که بخشی از اوستا به زبان او آفریده شده است و  نیز صدای اوست که دیوان را می‌پراکند. اینکه چرا جغد در ویرانستان‌ها خانه می‌کند نیز مطابق باورهای نقل شده در بندهشن، به این دلیل است که دیوان در آنجا خانه نکنند. به نظر می‌رسد همه چیزهایی از این پرنده که موجب شده آن را بدیمن بدانند، یعنی صدای وی و خانه‌اش در ویرانه‌ها؛ بدین ترتیب معنایی مقدس یافته است.

اشو در اوستا به معنای مقدس و حق، و واژهٔ زوشت به معنی دوست است. او را مرغ وُهومَن (دوست حق) نیز می‌نامیدند. مرغ بهمن یا اشوزوشت نام جغد افسانه‌ای در اسطوره‌های ایرانی است که اهورامزدا او را آفرید تا یاریگر فرشتگان و ایزدان باشد و مرغی است که ناخن می خورد.

در متون پهلوی و آیین ایران باستان، زندگی و آن‌چه به آن مربوط است مقدس بوده ، از سوی دیگر مرگ و هرآنچه به آن مربوط می‌شده، منحوس و ناپاک به حساب می‌آمده است. دیو نسو که از پلیدترین دیوهاست، با حلول کردن در بدن موجب مرگ می‌شود، بنابراین هرچیزی که از بدن خارج شود، چون ناخن، مو، پوست و … مردار محسوب می‌شود و بسیار ناپاک است. بنابراین پراکندن مو و ناخن تراشیده و بریده شده، گناه محسوب می شود و باید برای دور ریختن آنها از آداب ویژه‌ای پیروی کرد. اینجاست که داستان ناخن خوردن جغد قابل فهم می‌شود. به این ترتیب جغد بهمن با از بین بردن ناپاکی ها امکان از به قدرت رسیدن پلیدی و تضعیف اهورامزدا جلوگیری می کند.

جغد در افسانه های روم و یونان باستان

در اسطوره شناسی یونان باستان، آتنا؛ ایزدبانوی تمدن، خرد، قدرت، فنون، مهارت و دادگری، تحت تاثیر چشمان بزرگ و ظاهر موقر جغد بوده، که کلاغ شوم را متواری می کرده است. از اینرو در میان پرندگان جغد را پرنده محبوب خود معرفی و مقام پرنده شب یعنی جغد را  محترم داشته و جغد را نماد دانایی می داند.

در حال حاضر بر اساس همان باور قدیمی یونانی، تصویر جغد در لوگوی بسیاری از کتابخانه‌ها و یا دانشگاه‌های جهان آمده است.

نقش برجسته جغد در معماری دانشگاه ییل

پرنده نمادین آتن یک جغدبا جثه کوچک (نژاد نوکتا) بود که  نگهبان و محافظ مردم آتن بوده و آتنی‌ها پانتئون آکروپولیس را به نام او ساختند،. این باور وجود داشت که یک نور درونی و جادویی به جغد امکان دید در شب را می دهد.

جغد نوکتا

به عنوان نماد آتن، جغد در جایگاه یک محافظ، مشایعت کننده سپاه یونان در جنگ، و الهامبخش زیبایی و تزئینات در زندگی روزمره مردم بوده است. اگر قبل از شروع جنگ، یک جغد از بالای سر سربازان پرواز می کرد، برای آنها نشانه و تعبیری از پیروزی بود. این جغد کوچک همچنین روی سکه های آتنی محافظ تجارت و اقتصاد آنها نیز بوده است. در تصویر زیر دو روی سکه آتنی را می توان دید که در یک طرف آن جغد آتن و شاخه زیتون و در طرف دیگر الهه آتنا قرار دارد. از اینرو می توان جغد را نمادی برای ثروت و برکت دانست.

کاسه یونانی مربوط به قرن ۵ قبل از میلاد، با طرحی از جغد آتن که بین دو شاخه زیتون ایستاده است.

در روم باستان این باور وجود داشته است که آویختن یک جغد مرده روی درب خانه، باعث می شد شرها و شومی ها، که توسط جغد به آن خانه راه یافته بود، به طور کامل از بین برود. شنیده شدن آوای هوهوی جغد و یا ظاهر شدن آن در روز گواهی بر مرگی قریب الوقوع بود. همانطور که مرگ جولیوس سزار، آگوستوس، کاموتوس اورلیوس و آگریپا ظاهرا توسط یک جغد پیش بینی شده بود.

 

“دیروز، پرنده شب، با اینکه هنوز عصر بود، بر فراز بازار نشست و آوای هوهو سر داد …” _ از کتاب جولیوس سزار اثر شکسپیر_

در قرن دوم میلادی اگر مسافری در شب خواب جغد را می دید، تعبیرش این بود که یا در سفر جان می سپارد و یا اموالش به غارت می رود.

یکی دیگر از خرافه های رومیان این بود که جادوگران در شب به شمایل جغد در آمده و خون نوزادان را می خوردند.

جغد در فرهنگ سرخپوستان امریکا

در میان قبایل مختلف سرخپوست، باورهای متنوعی در مورد جغد وجود دارد. برخی از این باورها در این مقاله ارائه شده اند؛

بر اساس یک افسانه سرخپوستی، حکاکی “جغد اسپدیس” بر روی یک تخته سنگ قرار می گرفت تا به عنوان محافظ در برابر شیاطین آب به آنها خدمت کند و در برابر نیروهای منفی که انسان ها را به آب می انداخت بایستد. این حکاکی روی سنگ همچنین محوطه شخصی سرخپوستان در رودخانه را برای ماهیگیری تعیین می کرده و درواقع از رزق و روزی آنها که در آب بود محافظت می کرده و نماد برکت بوده است.

حکاکی موسوم به “جغد اسپدیس”

در میان سرخپوستان آپاچی، دیدن جغد در خواب نشانه نزدیک شدن مرگ بود.

نزد سرخپوستان چروکی، جغد آواز خوان (جغد شاخدار) مقام والای مشاور و رایزن دانا را داشته است.

مردمان قبیله کری باور داشتند سوت جغد بوریئل، احظاریه ای از طرف ارواح است. اگر شخصی با صدای مشابه پاسخ سوت جغد بوریئل را می داد و در پاسخ صدایی نمی شنید، مرگ آن شخص به زودی فرا می رسید.

سرخپوستان داکوتا جغد برفی را به عنوان محافظ و نگهبان جنگجویان شجاع خود می پنداشتند.

در نزد سرخپوستان هوپیس جغد برفی خدای مرگ، نگهبان محافظ آتش و همه موجودات زیر زمین من جمله رویش دانه ها بوده است. سرخپوستان هوپیس جغد برفی را “کوکو: Ko’ko ” به معنی “نگهبان تاریکی” می نامیدند. همچنین جغد بزرگ را بارور کننده درخت های هلو می دانستند.

جغد شاخدار بزرگ

سرخپوستان اینوئیت باور داشتند که جغد “گوش کوتاه” در ابتدا یک دختر جوان بوده که توسط جادو به یک جغد با منقاری بلند تبدیل شده است. اما جغد ترسید و به گوشه ای از یک خانه پناه برده، صورت و منقارش را کوتاه و صاف کرد.

در باور سرخپوستان کوئیکیات هر جغد نماد روح یک انسان بود. از اینرو از کشتن جغدها اجتناب می کردند.

سرخپوستان قبیله لناپی معتقد بودند اگر در خواب جغدی را ببینند، آن جغد نگهبان محافظ آنها خواهد شد.

مردمان منومینی معتقد بودن که “روز” و “شب” بعد از یک مسابقه سخنوری بین یک جغد جیغ اره ای به نام “توتوبا” و یک خرگوش به نام “وابوس” به وجود آمده است. در این مسابه خرگوش برنده شد و نور روز را انتخاب کرد، اما زمانی را نیز به عنوان شب برای جغد بازنده در نظر گرفت.

زن سرخپوست و جغد، اونتاریو

در اعتقادادت سرخپوستان مونتانیه جغد جیغ اره ای در ابتدا بزرگترین جغد بود که به خاطر صدای زیبایش بسیار مغرور بوده است. زمانیکه این جغد تلاش کرد صدای آبشار را تقلید کند، روح خالق طبیعت برای تحقیر کردن جغد جثه اش را کوچک کرده و صدایی همانند چکه کردن آب را به او داده است.

جغد جیغ اره ای

سرخپوستان موهاوی آریزونا نیز معتقد بودند که بعد مرگ به یک جغد تبدیل می شوند.

بر اساس افسانه های قبیله نواهو، خداوند هنگامیکه جغد را خلق کرد به اون گفت: ” از این پس، مردمان به صدای شما گوش فرا می دارند تا از آینده با خبر شوند.”

سرخپوستان نوآک معتقد بودند، بعد از مرگ، آنها که روحی شجاع و با فضیلت داشته باشند به جغد شاخدار بزرگ تبدیل می شوند، و آنها که روحی ضالم داشته باشند به شمایل جغد انبار (تایتو) محکوم خواهند شد.

مردمان بومی سیئراس نیز معتقد بودند که جغد شاخدار بزرگ، روح آدمی را پس از مرگ تحویل گرفته و به عالم اموات می رساند.

جنگجویان قبیله تلنگیت نیز باور عمیقی به جغدها داشتند، آنها هنگام جنگ با تقلید صدای هوهوی جغد به میدان جنگ می تاختند تا اعتماد به نفس خود را به دست آورده و بر ترش از دشمن غلبه کنند.

در قبیله زونی مادران پرهای جغد را بر بالین نوزادان و کودکان خود قرار می دادند تا راحت تر بخوابند.

جغد در فرهنگ عامیانه مردم انگلیس

باورهای عامیانه پیرامون جغد انبار (تایتو)، نسبت به سایر نژاد ها بهتر ثبت شده است. در ادبیات انگلیس، جغد انبار (تایتو) به شوم بودن شهره بوده است، یقینا به این خاطر که پرنده شب بوده و شب نیز به گونه ای با مرگ در ارتباط است. در طول قرون ۱۸ و ۱۹، شاعرانی چون رابرت بلر و ویلیام وردورث، جغد انبار (تایتو) را به عنوان “پرنده عذاب” مورد علاقه خود عنوان می کنند و در همان دوران بسیاری از مردم معتقد بودند اگر صدای هوهوی یک جغد از پنجره اتاق یک بیمار شنیده شود، مرگی قریب الوقوع به سراغ بیمار خواهد آمد.

جغد انبار (تایتو)

جغد انبار (تایتو) توسط مردم انگلستان برای پیش بینی وضعیت آب و هوا نیز استفاده می شده است. فریاد جغد به معنای فرا رسیدن هوای سرد یا طوفان بود. و اگر این فریاد در طول روزهای سرد شنیده می شد، به این معنی بود که تغییری در آب و هوا در راه است.

همچنین در قرن نوزدهم سنت آویختن یک جغد بر در طویله برای مصون ماندن از شیاطین و رعد و برق رواج داشت.

 

مردم ولز در بریتانیای کنونی اسطوره‌ای در مورد جغد دارند که در این اسطوره جغد زنی جفاکار محسوب می‌شود که توسط همسرش به صورت جغد درآمده است و به عنوان مجازات و پادافره مورد نفرت دیگر پرندگان قرار گرفته است.

جغد در فرهنگ شرق

در اسطوره‌های هندو، لکشمی، الهه ثروت، بر جغدی سوار است، بر این اساس می‌توان گفت که جغد پرنده‌ای خوش یمن محسوب می‌شده است و اگر در کنار خانه‌ای مسکن می‌گرفته، نشان اقبال خوب بوده است.

در فرهنگ ژاپنی نیز جغد بسته به گونه‌اش از هر دو جنبه‌ مثبت و منفی دیده شده است.

در مصر باستان جغد راهنمای ارواح مردگان به جهان زندگان محسوب می‌شده است، پس مصریان او را با پای شکسته نشان می‌داده‌اند تا بدین ترتیب از بازگشت پرنده مرگ به زندگی جلوگیری کنند. در هیروگلیف مصری جغد پاشکسته نشانگر حرف«ام» بوده است.

با مرور کلی مطالب عنوان شده به این نتیجه می رسیم که اکثر برداشت ها و انگاره ها درباره جغد زیبا و مثبت هستند. طبق آنچه که در این مقاله عنوان شد جغد را با بینشی مثبت می توان نمادی از موارد زیر دانست:

  • برکت اقتصادی
  • نگهبان محافظ
  • مشاور دانا
  • دور کننده پلیدی ها
  • فرا رسیدن سرما
  • الهامبخش زیبایی و تزئینات
  • دوستدار حق
  • درمانگر
  • نماد شب و خواب راحت
  • شانس و اقبال

و در آخر یادمان باشد دنیا انعکاس افکار ماست. پس مثبت بیاندیشیم!

ترجمه و تالیف: بنفشه قلیزاده

The following two tabs change content below.
بنفشه قلیزاده (متولد ۴ تیر ۱۳۶۶ در رشت)، فارغ التحصیل رشته معماری است. علاقه همیشگی وی به هنر باعث شد تا پس از اتمام تحصیلات آکادمیک، در زمینه ساخت مجسمه شروع به فعالیت نماید. وی در فروردین ۱۳۹۴ با مشارکت علیرضا عابدی مجموعه من و هنر را تاسیس نمود و هم اکنون در زمینه تولید زیورآلات تحت برند Violet Handmade و برگزاری نمایشگاه صنایع دستی من و هنر فعالیت می کند.

آخرین مطالب بنفشه قلیزاده (مشاهده)